شما اینجا هستید: موضوع > نمايش موضوع
ســــلیمان و مورچه
روزی حضرت سلیمان مورچه‌ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک‌های پایین کوه بود. از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می‌شوی؟ مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می‌خواهم این کوه را جابجا کنم.
حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی‌توانی این کار را انجام بدهی. مورچه گفت: تمام سعی‌ام را می‌کنم...
حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشت کار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد.
مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می‌گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می‌آ ورد...
 

تمام سعی‌مان را بکنیم، پیامبری همیشه در همین نزدیکی ست
آمار بازديدكنندگان:2573
print
rating
  نظرات

[TITLE]
ایجاد شده توسط : ناشناس در 06/02/2013 10:15:44 ق.ظ
خوشبحال مورچه ای که پیامبر خدا یاورش شد./ تو این دوره زمونه از این کرامت ها خبری نیست ./
[TITLE]
ایجاد شده توسط : ناشناس در 05/19/2013 11:54:16 ق.ظ
داستان پیش و پا افتاده ای بود
[TITLE]
ایجاد شده توسط : میلاد ع در 05/12/2013 10:51:06 ق.ظ
خوب بود ولی ایکاش عشقای الانم مثل قدیم بود ولی حیف که الان کشکه
[TITLE]
ایجاد شده توسط : ناشناس - ن در 05/04/2013 12:26:43 ب.ظ
نظر جدید - زیاده خواهی مورچه ان زمان = درخواست سکه های چند صد میلیاری این زمان یا حضرت سلیمان به کمک جوانان بیا ........
[TITLE]
ایجاد شده توسط : ناشناس در 04/22/2013 02:34:39 ب.ظ
نظر جدید همچو سلمان در مسلمانی بکوش تا مسلمان همچو سلمانت کنم .
[TITLE]
ایجاد شده توسط : ناشناس در 04/12/2013 12:36:20 ب.ظ
الله اکبر.
[TITLE]
ایجاد شده توسط : ناشناس در 04/09/2013 10:52:47 ق.ظ
نظر جدید
سلیمانم آرزوست!!

[TITLE]
ایجاد شده توسط : ناشناس در 04/08/2013 03:45:33 ب.ظ
اگر با من نبودش میلی ؟ چرا ضرف مرا بشکست لیلی
miti

[TITLE]
ایجاد شده توسط : ناشناس در 04/08/2013 12:34:14 ب.ظ
نظر جدیدجالب بود
[TITLE]
ایجاد شده توسط : ناشناس در 04/08/2013 09:39:28 ق.ظ
وقتی بخواهیم و امیدوار به قدرت و مهربونیش داشته باشیم از جاییکه فکرشم نمیکنیم کمکهاش میرسه .فقط باید باور کنیم و بخواهیم......
صفحه 1 از 2نخست   قبلي   [1]  2  بعدي   آخرين