شما اینجا هستید: موضوع > نمايش موضوع
ســــلیمان و مورچه
روزی حضرت سلیمان مورچه‌ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک‌های پایین کوه بود. از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می‌شوی؟ مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می‌خواهم این کوه را جابجا کنم.
حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی‌توانی این کار را انجام بدهی. مورچه گفت: تمام سعی‌ام را می‌کنم...
حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشت کار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد.
مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می‌گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می‌آ ورد...
 

تمام سعی‌مان را بکنیم، پیامبری همیشه در همین نزدیکی ست
آمار بازديدكنندگان:2505
print
rating
  نظرات

نظر جدید
ايجاد شده توسط ناشناس در تاريخ: [SHAMSICREATEDDATE]
خوشبحال مورچه ای که پیامبر خدا یاورش شد./ تو این دوره زمونه از این کرامت ها خبری نیست ./
نظر جدید
ايجاد شده توسط ناشناس در تاريخ: [SHAMSICREATEDDATE]
داستان پیش و پا افتاده ای بود
نظر جدید
ايجاد شده توسط میلاد ع در تاريخ: [SHAMSICREATEDDATE]
خوب بود ولی ایکاش عشقای الانم مثل قدیم بود ولی حیف که الان کشکه
نظر جدید -ن
ايجاد شده توسط ناشناس - ن در تاريخ: [SHAMSICREATEDDATE]
نظر جدید - زیاده خواهی مورچه ان زمان = درخواست سکه های چند صد میلیاری این زمان یا حضرت سلیمان به کمک جوانان بیا ........
نظر جدید
ايجاد شده توسط ناشناس در تاريخ: [SHAMSICREATEDDATE]
نظر جدید همچو سلمان در مسلمانی بکوش تا مسلمان همچو سلمانت کنم .
نظر جدید
ايجاد شده توسط ناشناس در تاريخ: [SHAMSICREATEDDATE]
الله اکبر.
نظر جدید
ايجاد شده توسط ناشناس در تاريخ: [SHAMSICREATEDDATE]
نظر جدید
سلیمانم آرزوست!!

نظر جدید
ايجاد شده توسط ناشناس در تاريخ: [SHAMSICREATEDDATE]
اگر با من نبودش میلی ؟ چرا ضرف مرا بشکست لیلی
miti

نظر جدید
ايجاد شده توسط ناشناس در تاريخ: [SHAMSICREATEDDATE]
نظر جدیدجالب بود
فقط باید باور کنیم
ايجاد شده توسط ناشناس در تاريخ: [SHAMSICREATEDDATE]
وقتی بخواهیم و امیدوار به قدرت و مهربونیش داشته باشیم از جاییکه فکرشم نمیکنیم کمکهاش میرسه .فقط باید باور کنیم و بخواهیم......
صفحه 1 از 2نخست   قبلي   [1]  2  بعدي   آخرين